X
تبلیغات
tanha.ph - اسم پسر
به وبلاگ تنها ترین ادم دنیا خوش آمدید!
نوتاش فارسي هميشه، دايم
5 نوح عبری معرب از عبري، راحت، نام پيامبري كه به دستور خداوند كشتي بزرگي ساخت و ياران خود را از طوفان نجات داد، نام سوره اي در قرآن كريم
6 نوذر فارسي از شخصيتهاي شاهنامه، نام فرزند منوچهر پادشاه پيشدادي و جانشين او
7 نورالدين عربی روشنايي و فروغ دين، نام شاعر و نويسنده نامدار قرن نهم، عبدالرحمن جامي
8 نورالله عربی نور و روشنايي و فروغ خداوند
9 نوراهان فارسي نورهان، تحفه، سوغات، ارمغان
10 نوروز فارسي روز نو و تازه ، بزرگترين جشن ملي اقوام ايراني كه از نخستين لحظات سال نو آغاز مي شود، نام يكي از لحنهاي قديم موسيقي ايراني
11 نورهان فارسي تحفه، سوغات، ارمغان
12 نوش آذر فارسي آتش جاويد، از شخصيتهاي شاهنامه، نام پسر گشتاسپ پادشاه كياني و نيز نام يكي از پسران اسفنديار
13 نوشاب فارسي آب گوارا، شربت مطبوع، آب زندگي، آب حيات
14 نوشيار فارسي يار شيرين چون عسل، يار بي مرگ، نام پسرعموي گرشاسپ در گرشاسپ نامه
15 نويد فارسي مژده، خبرخوش
16 نوين فارسي تازه، جديد
17 نهل فارسي از شخصيتهاي شاهنامه، نام دلاوري توراني در سپاه افراسياب توراني
18 نياتور فارسي نياطوس، از شخصيتهاي شاهنامه، نام برادر قيصر روم از ياران سپاه خسروپرويز پادشاه ساساني
19 نياطوس فارسي نياتور،از شخصيتهاي شاهنامه، نام برادر قيصر روم از ياران سپاه خسروپرويز پادشاه ساساني
20 نيسان سریانی نام ماه دومين ماه بهار - باراني كه در ارديبهشت مي بارد - باران بهاري
21 نيشام فارسي نام فرشته نگهبان آذرخش
22 نيك فارسي خوب، نيكو، آدم خوب، شخص صالح
23 نيكان فارسي منسوب به نيك
24 نيما فارسي نام آور و نامور، علي اسفندياري متخلص به نيما يوشيج شاعر معروف ايراني قرن چهاردهم
25 نيو فارسي دلير، شجاع
26 نيوتش فارسي با كسي يكي شدن - همراهي و مجامعت-بر وزن پيشكش
27 نيوتيش فارسي نيوتش - با كسي يكي شدن - همراهي و مجامعت- (هر سه حرف اول ساكن هستند - بر وزن ديو)
28 نيوزاد فارسي پهلوان زاده
29 نيوزار فارسي از شخصيتهاي شاهنامه، نام پسر گشتاسپ پادشاه كياني
30 نيوان فارسي,کردی مرد دلير - شجاع پهلوان
31 نياسان فارسي پسري که پا جاي پاي اجدادش مي گذارد                                                              1 يادا آشوری نشان
2 يادگار فارسي آنچه از كسي يا چيزي باقي مي ماند، ياد، خاطره، به صورت پيشوند همراه با بعضي نامها مي آيد و نام جديد مي سازد مانند يادگارعلي، يادگارمحمد
3 يارا فارسي توانايي، قدرت
4 يارتا فارسي همتاي يار، همچون يار
5 يارعلي فارسي,عربی يار(فارسي) + علي(عربي) يار و ياور علي(ع)
6 يارمحمد فارسي,عربی يار(فارسي) + محمد(عربي) يار و ياور محمد(ص)
7 يارور فارسي ياريگر، ياور
8 ياره فارسي يارا، قدرت
9 ياسر عربی نام پدر عمار،از ياران خاص پيامبر
10 ياسين عربی نام سوره اي در قرآن كريم
11 ياشا ترکی زنده باشي
12 ياشار ترکی عمركننده، زندگي كننده
13 ياقوت فارسي نام سنگي قيمتي به رنگهاي سرخ، زرد، و كبود، نام حموي ملقب به شهاب الدين از نويسندگان قرن هفتم
14 ياور فارسي ياري دهنده، كمك كننده
15 يحيي عبری تعميد دهنده، نام پسر زكريا از پيامبران بزرگ بني اسرائيل
16 يدالله عربی دست خداوند، قدرت خداوند
17 يرميا عبری ارميا، بزرگ داشته شده؛ نام يكي از پيامبران بني اسرائيل
18 يزداد فارسي نام پسر انوشيروان پادشاه ساساني
19 يزدان فارسي خداوند، ايزد
20 يزدان آفريد فارسي آفريده خداوند
21 يزدان بخت فارسي نام رئيس مانويه در زمان مأمون خليفه عباسي
22 يزدان مهر فارسي خداوند خورشيد
23 يزدانيار فارسي آن كه خداوند يا و ياور اوست
24 يزدجرد فارسي يزدگرد
25 يزدگرد فارسي نام چندتن از شخصيتهاي شاهنامه از جمله نام آخرين پادشاه ساساني
26 يزدگرد کردی خداي زمين ، نام چند تن از پادشاهان ساساني(نگارش کردی : يةزدگورد)
27 يزديار فارسي نام پدر دستور بهمنيار از موبدان كرمان در زمان يزدگرد پادشاه ساساني
28 يعقوب عبری آنكه پاشنه را مي گيرد، نام پسر اسحاق(ع) و پدر يوسف(ع)،پيامبري كه به آزمايشهاي سخت مبتلا شد. و صبر او معروف است
29 يكتا فارسي,کردی يگانه، بي نظير، تنها، يكي از نامهاي خداوند ، بي همتا(نگارش کردی : يةكتا)
30 يلان سينه فارسي از شخصيتهاي شاهنامه، نام يكي از سرداران ايراني در زمان هرمز پادشاه ساساني
31 يمين الدين عربی آن كه به منزله دست راست دين است
32 ينال ترکی سردار، رئيس به ويژه سردار ترك نژاد
33 يوحنا عبری انعام توفيقي خداوند، نام يكي از اجداد مسيح ، نام يكي از حواريون مسيح(س)
34 يورام عبری خداوند بر من است
35 يوسف عبری خواهد افزود، نام پسر يعقوب (ع)
36 يونا عبری يونس،كبوتر
37 يهودا عبری حمد،نام پسر يعقوب(ع)
سابق عربی مربوط به گذشته، پيشين، مقدم، پيشي گيرنده، سبقت گيرنده، نام چندتن از شخصيتهاي تاريخي از جمله نام يكي از اصحاب پيامبر(ص)
2 سابق الدين عربی پيشي گيرنده در دين
3 ساتكين ترکی ساتگين، پياله بزرگي كه با آن شراب مي خورده اند ، شراب، محبوب، مطلوب
4 ساتگين ترکی پياله بزرگي كه با آن شراب مي خورده اند ، شراب، محبوب، مطلوب
5 ساتيار فارسي نام يكي از سرداران داريوش
6 ساجد عربی سجده كننده
7 سارنگ فارسي نام يكي از گوشه هاي موسيقي ايراني
8 سارو آشوری ماه
9 سارين فارسي نام روستايي در نزديكي رفسنجان
10 ساسان فارسي تنها و گوشه نشين - درويش - نام چندتن از شخصيتهاي شاهنامه، از جمله نام جد اردشير مؤسس سلسله ساسانيان
11 ساشا یونانی اين نام در زبانهاي روسي و فرانسه و انگليسي نيز بكاربرده مي‌شود و به معناي مدافع و محافظ مردان است.
12 ساعد عربی بخشي از دست بين مچ و آرنج ، كمك كننده، مددكار
13 سالار فارسي بزرگ، مهتر ، سردار سپاه، فرمانده سپاه ، حاكم، شاه
14 سالداش ترکی صخره
15 سالم عربی فاقد بيماري، بدون عيب يا خرابي
16 سام فارسي آتش ، از شخصيتهاي شاهنامه، نام پهلوان ايراني پسر نريمان و پدر زال و جهان پهلوان شاهنامه در زمان منوچهر پادشاه پيشدادي
17 سام سنسکریت,فارسي داستان خوشايند - حديث خوش
18 سامان فارسي سرزمين، ناحيه ، ترتيب و روش كاري، نظام، صبر، آرام و قرار، نام مؤسس سلسله سامانيان
19 سامر عربی قصه گو، افسانه سرا
20 سامرند کردی نام كوهي است
21 سامي عربی عالي، بلندمرتبه
22 ساميا فارسي نام ماه يازدهم از سال ايرانيان در زمان هخامنشيان
23 ساميار فارسي كمك كننده به آتش محافظ آتش
24 ساميان فارسي نام روستايي در نزديكي اردبيل
25 سامين فارسي نام روستايي در نزديكي همدان
26 سانا کردی آسان و راحت - گويش محلي صنعا پايتخت يمن كه قهوه آن معروف است
27 سانان کردی بزرگ ايل
28 ساوان کردی سامان نام روستايي در نزديكي سقز
29 ساورا آشوری اميد
30 ساونگ فارسي نام پدر باونگهه در فروردين يشت
31 ساوه فارسي نام چندتن از شخصيتهاي شاهنامه، از جمله نام دلاور توراني در زمان كيكاووس پادشاه كياني
32 ساهر عربی بيدار
33 سايان فارسي نام روستايي در نزديكي همدان
34 ساير عربی سيركننده، رونده
35 سايروس انگلیسی سيروس يا كوروش
36 سباك فارسي از شخصيتهاي شاهنامه، نام فرمانرواي جهرم در زمان اردشير پادشاه ساساني
37 سبحان عربی پاك و منزه ، از نامهاي خداوند
38 سبحان قلي عربی,ترکی سبحان(عربي) + قلي(تركي) بنده سبحان، بنده خداوند
39 سبكتين ترکی نام مؤسس سلسله غزنويان و پدر سلطان محمد غزنوي
40 سبلان فارسي نام كوهي در آذربايجان
41 سپنتا فارسي اسپنتا - مقدس قابل ستايش
42 سپنتامن فارسي مخفف سپيتامان، نام خانوادگي زرتشت ، نام سرداري ايراني
43 سپند فارسي اسپند دانه سياه و خوشبويي كه براي دفع چشم زخم در آتش مي ريزند
44 سپندان فارسي خردل
45 سپنسار فارسي از شخصيتهاي شاهنامه، نام يكي از سرداران خسروپرويز پادشاه ساساني
46 سپهر فارسي آسمان
47 سپهراد فارسي مركب از سپه( سپاه) + راد( بخشنده، جوانمرد)
48 سپهرار فارسي كره آتش ، برساخته فرقه آذركيوان است
49 سپهرداد فارسي نام داماد داريوش پادشاه هخامنشي
50 سپهرم فارسي از شخصيتهاي شاهنامه، نام دلاوري توراني در زمان كيكاووس پادشاه كياني
ستار عربی پوشننده ، از نامهاي خداوند ، نام يكي از رهبران دوره انقلاب مشروطيت كه به سردار ملي ملقب گرديد
2 سجاد عربی بسيار سجد كننده ، لقب امام چهارم شيعيان
3 سحاب عربی ابر
4 سديدالدين عربی محكم و استوار در دين
5 سراج الدين عربی آن كه چون چراغي در دين است
6 سرافراز فارسي سرفراز
7 سرافيل عبری مخفف اسرافيل
8 سرخه فارسي از شخصيتهاي شاهنامه، نام پسر افراسياب توراني
9 سردار فارسي فرمانده يك گروه نظامي ، پيشوا، رهبر
10 سركب فارسي نام يكي از موسيقيدانان بزرگ در دوران ساسانيان
11 سركش فارسي از شخصيتهاي شاهنامه، نام يكي از موسيقيدانان دربار خسروپرويز پادشاه ساساني
12 سروشان فارسي نام جد بايزيد بسطامي
13 سعدالدين عربی موجب سعادت دين
14 سعدي فارسي,عربی سعد(عربي) + ي(فارسي) ، فرخندگي، خجستگي، لقب شاعر بزرگ قرن هفتم، مشرف الدين مصلح بن عبدالله شيرازي
15 سعيد عربی خجسته، مبارك، خوشبخت، سعادتمند
16 سفندارمذ فارسي نام يكي از امشاسپندان در دين زرتشتي
17 سقراط یونانی نام فيلسوف بزرگ يواني و استاد افلاطون
18 سكندر یونانی مخفف اسكندر
19 سلجوق ترکی نام جد خاندان سلجوقيان
20 سلدوز مغولی نام يكي از امراي مغول در دوره غازان خان
21 سلطان عربی پادشاه ، به صورت پيشوند و پسوند همراه با بعضي نامها مي آيد و نام جديد مي سازد مانند سلطان مراد، سلطانعلي، سكينه سلطان
22 سلم فارسي از شخصيتهاي شاهنامه، نام بزرگترين پسر پيشدادي
23 سلمان عربی نام يكي از صحابه پيامبر(ص) كه از اهالي فارس (شهر آباده) بوده و جهت ديدن آخرين رسول خدا به مكه مهاجرت كرد
24 سليم عربی داراي قدرت داوري و تشخيص درست ، سالم ، نام چندتن از پادشاهان عثماني
25 سليمان عبری پر از سلامتي،نام يكي از پيامبران بني اسرائيل كه خداوند اسرار بسياري از علوم و فنون غريبه و زبان حشرات و پرندگان را به او آموخت و سپاهي از جن و انس در اختيارش قرار داد
26 سمك عربی ماهي، نام قهرمان داستان سمك عيار
27 سمكنان فارسي از شخصيتهاي شاهنامه، نام دلاور ايراني در نبرد كيخسرو با افراسياب
28 سموئيل عبری مسموع از خدا ، نام يكي از پيامبران بني اسرائيل
29 سمير عربی قصه گو
30 سميع عربی شنوا، از نامهاي خداوند
31 سميه عربی صداي خوش - اوازي كه در آن خير باشد- نام مادر عمار ياسر كه از اصحاب پيامبر(ص) بود
32 سناءالدين عربی آن كه موجب روشنايي در دين است
33 سنان الدين عربی آن كه به منزله نيزه دين است و دشمنان را نابود مي كند
34 سنباد فارسي از شخصيتهاي شاهنامه، نام يكي از بزرگان ايراني در زمان خسروپرويز پادشاه ساساني و از سرداران سپاه بهرام چوبينه
35 سنجر ترکی نام يكي از پادشاهان سلجوقي
36 سنجه فارسي از شخصيتهاي شاهنامه، نام يكي از دلاوران مازندراني در سپاه مازندران در زمان كيكاووس پادشاه كياني، مركب از سنج( ريشه سنجيدن) + هـ ( وسيله سنجش)
37 سوبيتاي مغولی نام پسر تولي پسر چنگيزخان پادشاه مغول
38 سورن فارسي نام يكي از خاندانهاي هفتگانه ممتاز در زمان اشكانيان
39 سورنا فارسي نام سردار ايراني در زمان اشكانيان
40 سورين فارسي توانا، دلير
41 سوشيانت اوستایی-پهلوي سوشيانس،نجات دهنده ، هر يك از موعدان دين زرتشتي كه در آخرالزمان ظهور مي كنند
42 سوشيانس اوستایی-پهلوي سوشيانت،نجات دهنده ، هر يك از موعدان دين زرتشتي كه در آخرالزمان ظهور مي كنند
43 سوفرا فارسي از شخصيتهاي شاهنامه، نام دلاوري اهل شيراز
44 سوما فارسي در گويش مازندران نهر آب
45 سها عربی ستاره كم نوري در صورت فلكي دب اكبر
46 سهام عربی سهم ها، بهره ها
47 سهام الدين عربی بهره ها و نصيبهاي دين
48 سهراب فارسي گلگون، شاداب ، از شخصيتهاي شاهنامه، نام پسر رستم پهلوان شاهنامه و تهمينه
49 سهره فارسي سرخه، از شخصيتهاي شاهنامه، نام پسر افراسياب توراني
50 سهند فارسي نام كوهي آتشفشاني در آذربايجان
سيامك فارسي آن كه موهايش سياه است، از شخصيتهاي شاهنامه، نام پسر كيومرث پادشاه پيشدادي
4 سيامند کردی نام كوهي است
5 سياوخش فارسي سياوش
6 سياوش فارسي دارنده اسب سياه ، از شخصيتهاي شاهنامه، نام پسر كيكاووس پادشاه ايران و پدر كيخسرو پادشاه كياني
7 سياووش فارسي سياوش
8 سيبويه فارسي سيب كوچك يا بوي سيب، نام دانشمند نحوي نامدار در قرن دوم كه در شيراز مي‌زيسته است
9 سيتاك فارسي نام يكي از سرداران داريوش سوم پادشاه هخامنشي
10 سيرخ فارسي نام يكي از سرداران سپاه وشمگير
11 سيروس فرانسه شكل فرانسوي كوروش،كوروش
12 سيف الدين عربی آن كه به منزله شمشير دين است و دشمنان دين را نابود مي كند
13 سيف الله عربی آن كه به منزله شمشير خدا است و در راه خداوند مبارزه مي كند
14 سيكا فارسي در گويش مازندران اردك
15 سيمك فارسي از نامهاي باستاني، سفيد و درخشان
16 سينا فارسي,عبری صفت مشبه از سنبيدن، سوراخ كننده،نام شبه جزيره اي كوهستاني در شمال شرقي مصر كه حضرت موسي(ع) به پيامبري برگزيده شد و الواح دهگانه را خداوند به او نازل كرد، نام جد ابن سينا پزشك و دانشمند نامدار ايراني
17 سينار فارسي سنباد ، از شخصيتهاي شاهنامه، نام يكي از بزرگان ايراني در زمان خسروپرويز پادشاه ساساني و از سرداران سپاه بهرام چوبينه
18 سيناك فارسي نام يكي از بزرگان فارسي در زمان اشك هجدهم پادشاه اشكاني
ارد فارسي نام چند تن از پادشاهان اشكاني
49 اردا فارسي نام موبدي در زمان اردشير بابكان پادشاه ساساني
50 اردشام ارمنی پسر ارتاسس دوم و برادر تيگران اول از سلسله اشكانيان ارمنستان
                 
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 12:23  توسط tanha |